أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
347
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
( 5 ) . كازرونى ( ورق 73 الف ) اين عنوان را از ابتدا تا اينجا نقل مىكند . ( 6 ) . فردى ، نسخهء پ : زردى . 186 . بوسكان 1 - ؟ رازى مىگويد : جانشين [ بوسكان ] يك و نيم برابر [ مقدار ] درونج و مقدار برابر زيرهء كرمان است . 2 ( 1 ) . نسخهء فارسى : بوسكار ، در ديگر منابع و فرهنگهاى شناخته شده نوشته نشده است ؛ نسخهء پ با عنوان پيشين يكى كرده است . ( 2 ) . نسخهء فارسى مىافزايد : و بر اين زيادت نكرده است در صفت و خاصيت [ اين دارو ] . 187 . بوصير 1 - گل ماهور به اين نام در جزيره مشهور است ، در برخى از نسخهها به نام فلومس 2 ديده مىشود . جالينوس مىگويد : يك [ نوع بوصير ] برگهاى سفيد و باريك دارد ، اين [ بوصير ] نر است اما مادهء آن برگهاى پهن و بزرگ دارد . [ نوع ] ديگر برگهاى سياه دارد . [ بوصير ] دشتى به رنگ طلايى نيز وجود دارد كه با آن موها را به رنگ سرخ رنگ مىكنند . ( 1 ) . Verbascum Thapsus L . ( بوصير معمولى ) - نوع سفيد ؛ V . sinuatum L . - نوع سياه يا V . Songaricum Schrenk . ؛ ابن سينا ، 106 ؛ غافقى ، 164 ؛ بيطار ، 375 . بوصير از بوصينا سريانى و آن نيز از بوصينّو آشورى است ، III , Low ، 352 . ( 2 ) . نسخهء الف : ترمس ( نك . شمارهء 208 ) كه بىمعنى است ، در اينجا تحريف يا ( فلومس ) يونانى روى داده است - غافقى ، 164 ؛ III , Low ، 351 ؛ نسخهء فارسى : ترجمهء نادرست ، نك . شمارهء 145 ، يادداشت 2 . 188 . بوذهيارج 1 ابن ماسه 2 مىگويد : آن به چوب گل صد تومانى مىماند و آن را از هند مىآورند . ( 1 ) . در ديگر منابع نوشته نشده است . ( 2 ) . نسخهء فارسى : « ابن ماسويه » . 189 . بهار 1 اورباسيوس : اين بوفثالمون 2 و بوفثلمون 3 است . به سريانى عينىثورا 4 ، به فارسى